تبليغاتX
کودی تلخو

ديروز سه شنبه بيست و هشتم اسفند ماه سال جاري جباري به عنوان نمايندهْ سه شهرستان لنگه،بستك و پارسيان در ميان كنگيان به سخنراني پرداخت و از حضور آنان در پاي صندوقها و دادن راي اعتماد به ايشان سپاسگزاري كرد.جباري كه در جمع چهارصد نفري كنگيان سخن مي گفت،به كرات از حركتي دم مي زد كه در اين دوره از انتخابات شروع شده است.ايشان مي گفت:"اين موج عظيمي كه ايجاد شده است بايد هدايت شود،بايد در راه نماند،اين موج به حال خودش رها نشود.از اين موج استفاده شود تا ريشهْ فساد،خودخواهي و بهره برداريهاي غيرقانوني خشكانده شود و شاهد شكوفايي روزبه روز شهرستانهايمان باشيم".ايشان در ادامهْ سخنانش گفت كه قصد دارد تا عدالت را در رگهاي جامعه جاري كند اما عدالت را اينگونه معني كرد كه همه بايد بتوانند از استعدادهاي خود استفاده كنند.جباري كه به كرات از خلق شدن يك حماسه سخن مي گفت ازمردم خواست برايش دعا كنند و با وي همكاري نمايند و كار را تمام شده نپندارند.او كه از انتخاب شدنش تا اندازه اي خوشحال به نظر مي رسيد،مي گفت كه به فكر پست و مقام نيست.وي در ميان سخنانش به نماز شبش نيز اشاره كرد و توكل برخدا و اعتماد مردم را سرمايه هاي خود معرفي نمود.در ادامه به دو شغل خويش كه تدريس در بستك كه هرگز از آن جدا نشده و مسئوليت هلال احمر آن شهرستان اشاره كرد ولي نگفت كه چگونه ممكن است كسي هم معلم باشد و هم رئيس يك اداره.وبلاخره گفت كه تنها هزينهْ انتخاباتش پولهايي بوده كه بابت بنزين داده است.ايشان نگفت كه مابقي هزينه ها چگونه و از كجا آمده اند و در اين بين به چه كساني متعهد شده است.ايشان گفت كه نمي داند ستادهايش در سه شهرستان چگونه شكل گرفته است البته باور كردن اين حرف كمي سخت است ولي به هر حال ايشان مي خواست با تهييج احساسات مردم خود را برخواسته از دل آنان بداند.ناگفته نماند كه ايشان از دوستاني سخن گفت كه او را به عكاسي برده و درخواست انداختن عكس تبليغاتي كرده اند.هرچند جباري آن دوستانش را معرفي نكرد اما بعيد نيست كه آن دوستان بعدها نيز دوستان آقاي جباري باقي بمانند.ايشان همچنين ضمن تشكر از همه دست اندركاران انتخابات از جفاكاراني سخن گفت كه سوار بر موج تخريب و مذهب تاخته اند.در پايان سخنانش نيز به سه مطلب اشاره كرد.يكي اينكه جباري با شما خواهد بود و از شما فاصله نخواهد گرفت.دوم تاسيس دفتري به عنوان دفتر نماينده در شهرستان و استفاده از وجود نخبگان و از مردم خواست تا خواسته هايشان را در چهارچوب قانون تهيه نموده و به وي تسليم نمايند.سوم اطمينان داد كه با مردم رو راست خواهد بود و آنچه را نمي تواند انجام دهد،شفاف به مردم بگويد.بلاخره يك بار ديگر نماز شب و ورد سحري و آن موج كذايي را يادآور شد.اين بود آنچه جباري گفت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:0 توسط هیچ کس |

سلام بر شما

تهنيت باد شما را نه به خاطر پيروزي تان در انتخابات،نه به خاطر راحت شدن از سايهْ سنگين يك تودهْ بي مصرف،نه به خاطر اين تغيير كه پس از بيست سال اتفاق مي افتد بلكه به خاطر شكستن يك تابو، يك وحشت مقدس.تهنيت باد شما را كه توانستيد براي اولين بار با هم بودن را امتحان كنيد.اين امتحان چقدر زيبا با هم بودن را به تصوير كشيد.امروز روز خوشحالي نيست،روز جشن و پايكوبي نيست،روز پخش كردن شيريني بر سر خيابانها و ميدانها نيست.گمان نكنيد ما برندگان اين ميدان بوده ايم.ما تنها از وجود نيرويي عظيم جمعي كه در بين مان همواره وجود داشته است،آگاه شده ايم.هنوز از اين نيرو نه استفاده اي كرده ايم و نه روش صحيح به كار بستن آن را مي دانيم.آيا با خود انديشيده ايد اگر همهْ نظراتي كه بين چهار كانديدا پخش شده بودند،يكي شوند،چه كوه عظيمي از مشكلات را بي نياز از هر آقا بالا سري حل خواهند نمود؟من مي خواهم به شما فرصت بيشتري بدهم تا از اين جو احساسات فاصله بگيرد و پخش مسخره وار شيريني بر سر ميدانها و خيابانها به پايان برسد.مي خواهم به شما فرصتي بدهم تا تاملي ديگر در آنچه كرديد و آنچه مي توانيد من بعد بكنيد.ما مي خواهيم يك بار ديگر با هم بودن را امتحان كنيم.اين بار در مورد خواسته اي بزرگتر.ما در امتحان اول موفق شديم يك تابو را بشكنيم.چيزي كه وحشت مقدسي را در ما آفريده بود و ديديم كه اين گردن كلفتها نيستند كه براي ما تعيين تكليف مي كنند چرا كه ما اكثريت هستيم و هميشه حق با ماست نه با آن ارباباني كه با پولهاي ما نفس مي كشند.اين بار ما مي خواهيم يك تابوي بزرگتر را بشكنيم.تابويي كه بوي پول مي دهد،تابويي كه مي رود تا شهر و خانهْ و روح ما را تسخير كند اما ما به او اين فرصت را نمي دهيم.مطمئن باشيد اين ما هستيم كه تعيين كنندگانيم و اربابان پول بايد و بايد مطيع خواسته هاي ما باشند وگرنه پولهايمان را از آنها دريغ مي كنيم تا خواب خوش از چشمانشان بگريزد.ما تابوها را يكي پس از ديگري در هم خواهيم شكست.ما پتانسيل عظيم جمعي داريم پتانسيل عظيمي به نام با هم.پس براي شكستن يك تابوي بزرگ آماده باشيد.  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:23 توسط هیچ کس |

با من اكنون چه نشستنها خاموشيها

 

با تو اكنون چه فراموشيها

 

چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم

 

خانه اش ويران باد

 

من اگر ما نشوم تنهایم

 

تو اگر ما نشوی خویشتنی

 

ازکجا که من و تو

 

شور یکپارچگی را در شهر باز بر پا نکنیم

 

از کجا که من وتو

 

مشت رسوایان را وا نکنیم

 

من اگر برخيزم تو اگر برخيزي

 

همه بر مي خيزند

 

من اگر بنشينم تو اگر بنشيني

 

چه كسي برخيزد

 

چه كسي پنجه در پنجهْ هر دشمن درآويزد

 

نه تو تنها نيستي نه تو تنها نيستي

 

نگو ما دو تا كميم

 

من و تو اينهمه ايم

 

اي عزيز گلريز

 

عشق يعني همه چيز

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 7:40 توسط هیچ کس |

سلام دوستان

اين مقاله در نظر دارد كارنامهْ بيست ساله جناب حسيني را رقم زند تا هم بر عهد خويش وفا كرده و هم دينش را به حسيني و كانون هوادارانش كه عموماً از بين مايه داران گردن كلفت است،ادا كرده باشد چرا كه در چند قدمي انتخابات هنوز كارنامهْ ايشان كه قرار بود توسط كانون هوادارانش ارائه شود،ناپيداست.اگر نيم نگاهي به حضور جناب حسيني در مجامع عمومي بيندازيم،خواهيم ديد كه استقبال عمومي از وي بي اندازه كمرنگ است.قليلي هم كه به ديدن او مي روند نه جهت استماع نطق معظم له كه براي ابراز عمق نفرتشان و تخليهْ عقدهْ بيست ساله مي باشد تا لااقل براي يك بار هم كه شده چهرهْ مبارك را زيارت كنند.و اما آنچه را كه ايشان فعاليت بيست سالهْ خويش مي نامند،نه كارهاي انجام شده توسط ايشان كه كارهايي است كه به همت عموم و مخصوصاً شوراهاي شهرها و پي گيري نهادهاي مردمي در اين مدت بيست سال انجام شده است.مثلاً تاسيس دانشگاهها كه ايشان وقيحانه به نام خود زده اند، ادامهْ موج دانشگاه سازي و مخصوصاً دانشگاه آزاد در كل كشور است كه در حوالي سالهاي 1375 با توجه به نياز جمعيتي جوان كشور شروع شد و در حوالي سالهاي 1380 دامنه هايش به بندرلنگه رسيد.يعني اگر لنگه در مجلس نماينده نداشت باز هم اين دانشگاهها بايد ساخته مي شد.جالب است كه ايشان از ساخت زندان بندرلنگه كه طرحش همزمان با دانشگاه بود نام نبرده است.البته آن هم هيچ ربطي به جناب سيد ندارد مانند همهْ طرحهاي ديگر كه هر كدام به مرجعي مربوط است.از آن جمله اند ساخت سالن هاي ورزشي كه باز هم يك طرح ملي بوده و در سراسر كشور به طور همزمان اجرا شده است.اما بخوانيد كارهاي ديگرشان را:

پيگيري براي تخفيف عوارض ورودكالا در بنادر لنگه و كنگ

خيلي جالب است كه سيد هنوز گمرك كنگ را افتتاح نكرده براي گرفتن تخفيف عوارض آن در تلاشند.درواقع سيد با اين ترفند مي خواهد به ديگران بگويد به كنگ هم كالا وارد مي شود ولي اين دروغ محض است.اما اين پيگيري در گمرك لنگه به چه صورت بود و تاكنون آيا پيگيري ايشان نتيجهْ مثبتي داشته يا فقط در حد نوشتن يك خط نامهْ اداري بوده است را جاشوها به خوبي مي دانند.

از كارهاي ديگر ايشان تخفيف بهاي آب و برق مصرفي در ماههاي گرم سال است.در اين جا نيز اين طرح كه باز هم يك طرح ملي است و كل كشور را شامل مي شود،ايشان با زيركي و شارلاطان بازي با آوردن نام هرمزگان به نام خود مصادره نموده است.البته ايشان براي مناطق دورافتاده كه اطلاعات سياسي چنداني ندارند با پرداخت قبوض آب و برقشان منشاء خير و بركت بوده اند اما تحميق مردم لنگه،بستك و پارسيان با اين شعار مفت كار ساده اي نيست.از شعارهاي ديگرشان گازرساني به لنگه است.احتمالاً اين طرح نيز به نام طرح صفر خواهد بود كه پس از اتمام طرح محرم در دويست سال آينده شروع خواهد شد.ما نيز كم كم با آن دوستمان هم عقيده مي شويم كه گفت:دو چيز پايان ندارد.وقاحت حسيني و خريت مردم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:43 توسط هیچ کس |

در يكي دو دورهْ اخير انتخابات شاهد بوده ايم كه چگونه عدم پيوستگي بين حوزهْ نسبتاً گستردهْ لنگه بستك و پارسيان كه نيم بيشترهرمزگان است،باعث پراكندگي آرائ آنان شده و تنها كسي كه از اين پراكندگي سود مي برده است جناب حسيني بوده اند چرا كه پس از دوره هاي طولاني مدت لم دادن بر كرسي مجلس در تمام منطقه شناخته شده بود.هرچند نام نيكي نداشت ولي به هر حال نامي داشت اما اين دوره كه به لطف اين ارمغان تكنولوژي دنيا به هم پيوسته شده و نيم هرمزگان چون نيم گردويي به هم تنيده است،ما به راحتي قادر به اتحاد آراء خود مي باشيم و مي توانيم از آن پراكندگي هاي پيشين بپرهيزيم.در دوره هاي پيش يكي از ترفندها معرفي يك چهرهْ بومي براي هر منطقه بوده تا مردم آن خطه بر گرد او حائل آمده و از سايرين وامانند.حضور دكتر قويدل در كنگ حاصل همين ترفند بود و گرنه جناب دكتر هيچ توجيه ديگري براي حضور بي مقدمهْ خود در فضاي سياسي كشور ندارند.اين دوره نيز حسيني به اميد پراكندن آراء پا به ميدان نهاده و هرچند اميد چنداني به آرائ واقعي مردم ندارد اما باز هم پراكندگي آراء به نفع ايشان است چرا كه كانون هوادارانش در دورافتاده ترين نقاط اين حوزهْ گسترده آرائ روستائيان را به هر ترفند به دست خواهند آورد.آنان با جمع آوري و برهم نهي آراي چند پشت كوه نشين كه سال تا سال پا به آبادي نمي گذارند،سرنوشت شهرهايي مانند لنگه و بستك و پارسيان تعيين مي كنند.گاهي انسان تحريك مي شود كه به اين نوع تعيين نماينده معترض گردد.به هر حال اين دوره دورهْ اتحاد آراست.ما در اين دوره مي خواهيم آرائ خود را برهم كنيم و بساط كهنه برهم زنيم.براي اين منظور همه با هم يكي از كانديداها را كه درموردش هيچ تحقيقي هم نكرده ايم،برگزيده و او را به مجلس مي فرستيم.پس از چهار سال مي توانيم در مورد او نيز تصميم بگيريم.ما كه ديگر چيزي براي از دست دادن نداريم پس لازم نيست از چيزي بهراسيم. چنان كه شاهد هستيم درصد بالايي از مردم احمد جباري را براي اين منظور برگزيده اند.ما نيز همصدا با همه ايشان را كانديداي خود معرفي كرده و در چهار سال آينده به او و عملكردهايش دل مي بنديم.حسن اين تدبير آن است كه ما ياد مي گيريم چگونه نالايقي را از سرير قدرت پايين بكشيم.اگر جباري لايق بود زهي سعادت و گرنالايق بود چنانكه حسيني را به زباله دان فراموشي پرت مي كنيم،او را نيز طرد خواهيم نمود و به همه نشان خواهيم داد كه لنگه،بستك و پارسيان پتانسيل هايي دارد كه نه تنها در كشور كه در جهان حرف براي گفتن دارد.آبرويي را كه حسيني در بيست سال بر باد داد،در كم از دوسال بازخواهيم خريد.مطمئن باشيد.پس همه با هم براي اتحاد آراء همصدا بگوييد:

             عشقي يا اجباري  كانديد فقط جباري

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 7:20 توسط هیچ کس |

در دور پيشين انتخابات جناب دكتر قويدل يكي از كانديداها بود.ايشان كه بدون هيچ حساب و كتابي از پشت كت و نيم كت هاي دانشگاه برخواسته وهيچ گونه پيش زمينه اي در خصوص فعاليتهاي سياسي و حتي مديريتي نداشتند،وارد اين گود شده و به اميد راي كنگيان تبليغاتي را شروع كرد اما ديديم كه فقط آراي كنگ را آن هم نه به طور كامل ،به دست آورد.گروهي برآنند كه وي دست نشاندهْ خود حسيني بود تا آراي كنگ را بر هم زند.چه بسا كه اگر ايشان نبودند،با سرريز شدن آراي كنگيان به سمت رقيب حسيني جناب سيد به مجلس راه نمي يافت.امسال جاي جناب دكتر قويدل خالي است.دكتر زارعي هم كه مي رفت تا رقيبي براي سيد تودهْ بي مصرف باشد،از دور رقابتها كنار گذاشته شده است.مي گويند امسال همان طرح كه توسط دكتر قويدل در كنگ آرا را بر هم زد،قرار است توسط ديگري در بستك اجرا شود.اين بار نيز قرار است آراي بستك را بر هم بزنند.البته سياست يعني همين.اما فريب خوردگان اين سياست چه كساني اند؟مي گويند در اين دوره ارشد اولاد ذكور جناب سيد هم حضور دارند.بعيد به نظر مي رسد كه اين گفته صحيح باشد.چرا كه جناب سيد هرگز اين گونه آراي خود را خراب نخواهد كرد مگر آنكه در نظر باشد بعدها كه تبليغات به لحظات پاياني نزديك شد،اين سيد زاده به نفع پدر گرامي استعفا دهند و همهْ‌آرائي را كه به نام حسيني باشد به نفع حسيني پدر مصادره شود.شايد هم منظور سيد از اين ترفند معرفي فرزند رشيد باشد براي دور بعد كه احتمالاً سايهْ مبارك از سر اين بلا ديدگان كم خواهد شد چرا كه كانون هوادارانش بيست سال فرصت را كم دانسته و خواهان فرصت صد و بيست ساله شده اند.ولي شعار اين دوره انتخابات را فراموش نكنيد«هركس به جز حسيني» اما اين شعار باعث پراكندگي آرا و باز هم در نهايت به نفع سيد تودهْ بي مصرف خواهد بود اما اين مشكل هم راه حلي ديگر دارد.به زودي همگي ما مردم لنگه و توابع روي يك كانديدا توافق خواهيم كرد و بدون هيچ قيد و شرطي او را برخواهيم گزيد.اين كانديدا چه كسي است؟اين سئوالي است كه همه مي توانند به دنبال پاسخ آن باشند.فعلا خواستهْ ما آن است كه حسيني نباشد.مهم نيست كه باشد.البته مطمئن باشيد اين طرح مخالفاني هم خواهد داشت چرا كه اين توده كه براي عموم بي مصرف است،براي عمال خود كه در كار تحميق مردم به نفع او هستند سودهاي مالي فراوان دارد مطمئن باشيد اگر آن پولها را به ما هم مي داد،امروز ما نيز به نفع ايشان خود را به خريت زده و در كار تحميق شما از هيچ ابزاري دست نمي كشيديم.فريب دادن مردمان خيلي آسان و پول چيز بسيار عزيزي است.منتظر معرفي يك كانديدا كه همگي با ايشان به طور مصلحتي توافق نماييم، باشيد.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 11:44 توسط هیچ کس |

انسانها همواره از پذيرش انگاره هاي نو وحشت داشته اند.انسان متمدن از اين پذيرش چنان مي هراسد كه انسان بدوي از حيوانات وحشي پس براي حفظ خود و آنچه كه در آن فرو رفته اند-خواه درست باشد يا نه- در مقابل اين انگاره هاي تازه سدي رواني ايجاد مي كند و تا سر حد امكان در مقابل تغيير ايستادگي مي نمايد.نمونهْ كامل وحشت از ناشناخته ها را مي توانيد در بلاگ دلبيران كنگ در كامنتي به نام يعقوب از رستاق بخوانيد.ايشان به صراحت گفته اند چه دليلي دارد ما كسي را برگزينيم كه او را نمي شناسيم.اين يعني وحشت از ناشناخته ها.يكي از دلايل ابقاي اعضاي دور اول شورا در دور دوم و نيز ابقاي شهردار وقت همين سد رواني بوده است. كنگيان با شدت بيشتري تغييرات را واپس مي زنند چرا كه هراسشان از گزينه هاي نو بسي افزونتر از ابقا در حالت قبلي است.تكيه بر باورها و سنتها ابزاري است كه توسط آن مي توان عوام را فريفت و در آنان وحشتي بزرگتر نسبت به نوآوري ايجاد كرد.اين دقيقا همان تكنيكي است كه در تبليغات دوره هاي پيش جناب حسيني از آن بهره هاي زيادي برده شد. امروز دقيقا آن روزي است كه ما بايد اين سد رواني خود ساخته را بشكنيم و با تغييري كوچك تحولي عظيم ايجاد كنيم. كنگيان در دور پيش كه جناب دكتر قويدل يكي از نامزدها بودند،با آراي نسبتاً زيادي انزجار خود را از جناب حسيني نشان دادند اما بازهم شاهد موفقيت جناب حسيني در دقايق پاياني شمارش آرا بوديم.اين نكته را كه موفقيت در دقايق پاياني شك برانگيز است، مورد بحث ما نيست.من مي خواهم به نكتهْ جالب ديگري اشاره كنم و آن جلسه اي است كه ما در محل يكي از شوراهاي اطراف داشتيم.در آنجا ما متعرض دوستان شديم كه راي مردم شما به بهاي ناچيز مثلا يك گوني برنج فروخته مي شود.در پاسخ گفتند باز هم بهتر از شما كنگيان است كه در مقابل وعده هاي پوچ مي فروشيد.ما البته آن روز با سفسطه بازي و دغل كاري آن بيچاره ها را مغلوب كرديم ولي اندرونمان بس درد آلود بود.خلاصهْ كلام آنكه هيچ كدام از پروژه هاي موعود حسيني به بهره برداري نخواهد رسيد مگر اين تغيير صورت گيرد و اين سد رواني شكسته شود.ما بايد جرآت يك تجربهْ جديد را بر خود هموار سازيم و از تكرار آنچه در بيست سال تجربه كرده ايم دست شوييم كه گفته اند:آزموده را آزمودن خطاست. تازه اين هم كافي نيست ما بايد بر انتخابات نظارت دقيق تري داشته باشيم و موفقيت در دقيقهْ نود را به راحتي نپذيريم. اصلاً چه معني دارد در لحظاتي كه شمارش آرا در حال پايان يافتن است، ناگهان آسمان دهان بگشايد و چند صندوق پر از نام حسيني از آُن نازل شود و با عث تغيير كلي در نتيجه گردد؟ البته طبق گفتهْ كانون هوادارانش در كار جناب استاد هيچ ناممكني وجود ندارد مخصوصاً كه ايشان پسر خدا هم هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:32 توسط هیچ کس |

دوست دارم در كنار دوستان نگاهي گذارا به آن پرونده هاي قطوري كه مطالعه شان نه ماه وقت شوراي ما را گرفته است،بيندازم.آيا مي دانيد محتواي آن پرونده هاي قطور چيست؟يك مشت كاغذ باطله كه براي سرگرم كردن مردمي از همه جا بي خبر درون پوشه اي نگه داري مي شوند.ابتدا اجازه بدهيد سري به شوراهاي اطراف بزنيم و ببينيم كه آنان نيز داراي پرونده هاي قطور هستند يا خير.چنانكه حدث زده بوديم اين پرونده هاي قطور در شوراهاي ديگر نيز موجود است.به عنوان مثال در شوراي لنگه پروندهْ آب شيرين طرح محرم كه از عهد هخامنشيان تا كنون لنگه اي هاي بيچاره را سركار گذاشته است،داراي قطري برابر قطر گردن استاد است.مثالي ديگر قطر پروندهْ پلي است كه توسط آن مردم پدل و لمزان را خر كرده اند و بيست سال تمام از آنان راي گرفته اند.اين پروژه احتمالاً همزمان با پل صراط به بهره برداري خواهد رسيد.قدري حوصله كنيد تا با هم سري نيز به شوراي شهر بستك بزنيم.جايي كه مي گويند حسيني برايشان كار كرده است و راي خود را نيز از آنان خواهد گرفت.پايگاه اطلاعاتي ما در بستك از وجود پروندهْ قطوري در شوراي آن شهر خبر داده است كه متعلق به احداث جادة حد فاصل كمشك و لامرد مي باشد.بر طبق گزارش اين پروژه نيز داراي پروندهْ قطوري مي باشد كه حاوي بيست سال راي مردم فريب خورده است.اين پروندهْ قطور به زبان بي زباني فرياد مي زند كه حسيني در بستك نيز خواهان ندارد.پس راي او از كجا مي آيد؟اين سئوالي است كه در پست بعد به آن خواهيم پرداخت.نظير اين پرونده هاي قطور در تمامي شهرستان لنگه و توابع موجود است و الباقي تحقيقات به علاقه مندان واگذار مي شود.آنچه اين مقاله قصد دارد آن را وارسي نمايد،مقايسهْ قطر پروندهْ گمرك كنگ با قطر پروندهْ دگر(جداف-شركت كوهين دريا متعلق به جناب حسين كرچي) است.جداف را جناب كرچي با هزينهْ شخصي ظرف مدت چند سال از يك زمين بكر تا اين مرحله كه شاهد آن هستيم و در تمام منطقه شناخته شده و قابل بهره برداري است،رساند.هر صاحب حوصله اي مي تواند ميزان اشتغال زايي اين پروژه و ميزان شهرت كنگ به خاطر وجود اين پروژه را از نزديك مشاهده كند.ميزان دقيق هزينه ها و زمان لازم براي اجراي كامل آن را هم مي توانيد تنها با يك تماس تلفني از جناب كرچي بپرسيد.اين مسئله زماني برايتان جالبتر خواهد شد كه بدانيد پروژهْ گمرك تنها به يك ساختمان اداري و چند سوله به عنوان انبار نياز دارد.مجموع هزينه هاي گمرك تا راه اندازي كامل حتي به يك سوم جداف هم نخواهد رسيد.زمان لازم براي اجراي آن نيز حد اكثر دو ماه است.مگر برآوردن يك چهار ديواري به نام سوله چقدر كار دارد؟حال خوب است كه اين پروژه قرار است در يك محل آماده راه اندازي شود.اگر قرار بود مانند جداف اسكله اش را هم بسازند احتمالاً ما بايد دويست سال به هفت نسل ايشان راي مي داديم.نكتهْ جالب ديگر اينكه در جلسهْ تحميق اخير جناب استاد اين نمايندهْ فرهيخته چهار پايه ستون فلزي كه مربوط به شيلات است و هيچ ارتباطي با گمرك ندارد را به قصد فريب مردم به آنان نشان دادند و ادعاي پيشرفت چشم گير اين پروندهْ قطور را نمودند.پرونده اي كه قطر آن همزمان با روي آقايان در حال زياد شدن است.خلاصهْ كلام آنكه اين گمرك كه براي اقتصاد كنگ مفيد و راه اندازي آن بسيار آسان است،هرگز به دستان مبارك اين پيامبر زاده وعطسه هاي پياپي ايشان راه نخواهد افتاد چرا كه صلاح كار ايشان در راه نيفتادن آن است نه در راه افتادن آن اما حالا كه كنگيان عطسهْ مبارك را نيز مقدس و نعمت خدادادي مي دانند،ما نيز همصدا با همه با مشتهاي گره كرده فرياد بر خواهيم آورد:

                حسيني عطسه بزن  حسيني عطسه بزن

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 12:31 توسط هیچ کس |

شايد خيلي ها به ياد داشته باشند چند سال پيش وقتي جناب حسيني براي خركردن كنگيان و جمع آوري راي در مسجد ساعتي جفنگ راني مي كرد،اين آقاي ملاح رئيس كنوني شوراي شهر بود كه در مقابل ايشان قد علم كرده و با پت پت و من من با ايشان به مقابلهْ تن به تن پرداخت.يادمان هست كه مردم پس آن مجلس تحميق ملاح را حلوا حلوا كرده،از رشادت و دلاوريهايش مي گفتند.آن روز ملاح با حسيني در جبههْ مخالف قرار داشت.اين هفته را هم همگي مستحضرند كه چگونه ملاح تغيير جبهه داده و مردم را به بي اطلاعي از امور متهم كرده و با حسيني در جبههْ موافق قرار گرفت.اين تغيير سياست ملاح احتمالاً به خاطر مطالعهْ آن پروتده هاي قطور است كه شوراهاي پيش بر گرد خود تنيده بودند.اين پرونده هاي قطور كه قطرشان گاه با قطر كمر آقايان برابري مي كند،نه تنها در شوراي كنگ كه در شوراي اكثر شهر و دهات حوزهْ لنگه موجود است كه روزي به آنها خواهيم پرداخت اگر از دام صياد اجل وارهيم اما در اين مقاله بيشتر توجه ما بر تغيير سياست ملاح از مسجد ساعتي تا مسجد جامع است.آيا جناب ملاح تطميع شده اند يا واقعاً چيزي مي دانند كه عوام نمي دانند؟در پشت اين پرده ها چه بازي هاي پنهاني هست كه ما بايد از آن بي خبر باشيم.البته اين بي خبري به نفع حضرات است.لااقل مي توان به اين بهانه مانند جناب ملاح حق اعتراض را از مردم سلب نمود.طرفداري علني ملاح از حسيني آن هم در تريبون نماز جمعه چيزي نيست كه مردم به سادگي ناديده بگيرند.ملاح كه خودسرانه از طرف اقشار مختلف به جناب حسيني خيرمقدم گفته اند بايد بدانند كه اين كارشان به شدت نكوهيده و نشان نقصان عقل اوست.آيا او نمي داند كه اجازه چاپ پلاكارتي از طرف مثلاً دبستان دخترانهْ كرچي را ندارد؟درست است كه او نمايندهْ مردم است ولي نمايندهْ آن دبستان كه نيست.اين كار بايد توسط مدير آن دبستان انجام شود نه توسط رئيس شوراي شهر.ملاح فقط مي تواند از طرف خود و آن شوراي بي خاصيت به اين بي خاصيت تر از خود خيرمقدم بگويد نه از زبان ديگران.نكتهْ جالب ديگري كه دانستنش خالي از لطف نيست،آنكه جناب حسيني هر چهارسال يك بار قبل از ورود به منطقه از متخصصان مشاوره مي گيرد تا آخرين متد خركردن اين مردم را مشق بگيرد.آخرين متد پيشنهادي متخصصان براي خركردن كنگيان نيز تشكيل جلسهْ تحميق در محل گمرك اين آش دهن سوز بوده است.ايشان با تشكيل جلسه اش در محل گمرك مردم را به محل كشانده تا آنان را از نظر روحي تسخير و سپس تحميق كند.در اين مورد نيز سخن بسيار است ميل گفتن نيز پس باشيد تا اگر بوديم،باز گوييم شرح درد اشتياق.

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 12:29 توسط هیچ کس |

سلام بر دوستان

اين مقاله در نظر دارد فرازي از سخنان جناب محمد ملاح رياست محترم شوراي شهر بندركنگ را كه ديروز جمعه در خطبهْ پس از نماز ايراد فرمودند، تحليل نمايد.ايشان كه با عبارت عزيزان من مردم را مخاطب قرارداده بود،خيلي محترمانه ضمن تشكر از شوراي دوره هاي پيش از مردم خواست كه نسبت به كم كاري مسئولان اعتراض نكنند و به همان آمارهاي دروغين شان اكتفا نمايند.جناب ملاح مردم را به خاطر نداشتن اطلاعات كافي در مورد چند و چون قضايا و ميزان عملكرد مسئولين كه همهْ كارهاي انجام شده شان تنها بر روي كاغذ است،مقصر معرفي كرده و حق اعتراض را از آنان سلب نمود.ايشان نفرمودند اطلاعاتي كه مد نظر شريفشان است،از كدام منبع موثق قابل دستيابي است.آنچه را كه مردم لمس مي كنند و مي بينند،تنها همان چيزهايي است كه مستقيم يا غير مستقيم به جيب مسئولان رفته است.گناه اين مردم چيست كه هنوز چيزي را در جيبهاي خود احساس نكرده اند حاليا كه جيبهاي مسئولان ورم كرده است. شايد ته جيبهاي مردم سوراخ است.همهْ زمينه چينيهاي جناب ملاح به خاطر آن بود كه مردم را دعوت كند تا براي استقبال از جناب سيدعبدالله حسيني نمايندهْ مادام العمر مردم نگون بخت بندرلنگه سر و دست بشكنند. اين مرد كه ديگر نياز چنداني هم به راي مردم كنگ ندارد،با كمال پررويي آمده بود تا يك بار ديگر در محل گمرك اين روياي دست نيافتني،اين آش دهن سوز را طعمه اي براي خر كردن كنگيان قراردهد. شوراي كنگ نيز كه به طور خودسرانه به اين  روزنمانده از طرف همهْ اقشار ملت خيرمقدم گفته و بر در و ديوار شهر آويزان كرده بود،دركار تحميق مردم با وي شريك شده و در هر چه با شكوه تر جلوه دادن مراسم استقبال دم مي تكاندند.

ملاح در سخنانش به نامه نگاريهاي شوراهاي پيشين در خصوص گمرك اشاره كرد و گفت كه اين پروژه داراي پروندهْ قطوري است كه نشان مي دهد زحمات زيادي توسط شوراهاي پيش كشيده شده است.من مي خواهم داستاني را برايتان باز گويم.

طبيبي بود كه زخم بيماري مي شست و اين مداوا مدتها ادامه داشت.بيمار حق معالجه را گوشت خام مي داد. طبيب را سفري اتفاق افتاد.فرزندش بر جاي او زخم شست و خاري درون آن ديد.به در آورد و مريض شفا يافت. طبيب بازگشت ومدتها مريضش نديد.پسر را پرسيد فلان را چه پيش آمده است؟گفت:خاري درون زخم بود كه تو نمي ديدي.من آن را يافتم.چون به درآوردم،بهبود يافت و ديگر نيامد.طبيب گفت:اي خاك بر سرت.من آن ديده بودم، درنياوردم تا گوشت مهيا باشد.

حال دانستيد چرا گمرك ما افتتاح نمي شود.اين گمرك همان خار است درون زخم دل ما.حسینی همان طبيب است كه از ما مي مكد و ما آن بيماريم كه تا احتياجمان بر اين  روزنمانده است،آن خار از دل بيرون نيايد و اين زخم بهبود نيابد.نكتهْ جالب ديگري كه ملاح به آن اشاره فرمودند،فعاليت نه ماهه شان بود كه همان گونه كه شنيديد فقط صرف مطالعهْ پرونده ها و كاغذ بازيهاي شوراهاي پيشين شده است.ايشان اگر نخواهند اقدام به درد بخوري را در شوراي شهر ارائه دهند و اگر فشار روز مرگي به وي اجازهْ خلاقيت نمي دهد،آيا بهتر نيست به جاي سوزاندن اين فرصت صندلي خود را رها كرده و سايهْ مبارك را از سر اين بيچارگان كم نمايند؟

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:43 توسط هیچ کس |