تبليغاتX
کودی تلخو

جلسه به معناي نشست گروهي كه حداقل در يك زمينه داراي اشتراكي باشند به قصد برهم نهي آراء و حصول نتيجه اي خاص است اما در كنگ اين نوع جلسه بسيار نادر بوده و معمولا جلسات حال و هواي ديگري دارد.جلسه در كنگ به معناي گرد هم آمدن افراد با كلاس به قصد عرض اندام و فخر فروشي به سايرين مي باشد.در كنگ طبق معمول و عادت سوخته كنگيان گزافه گويي از آباء و اجداد،مسافرتهاي هند و افريقا،دريانوردي با وسايل ابتدايي و خلاصه آنچه كه خود بهتر مي دانيد،حسن شروع تمام جلسات است.در جاهاي ديگر رسم است كه جلسات را با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد شروع مي كنند.از اين گونه جلسات كه معمولا حضار فقط مي خواهند با حضور خود باكلاس بودنشان را به رخ هم طرازان خود بكشند،انتظار زيادي نمي توان داشت.پس از به پايان رسيدن لافهاي تكراري و بي پايان البته زمان هم به پايان مي رسد و نتيجه گيري از جلسات بي نتيجه به دفعه يا احيانا دفعات بعد موكول مي گردد.در جلسه و جلسات بعد هم تعداد حضار به حدي تقليل يافته كه جلسه رسميت خود را از دست داده و جمع دوستانه مي گردد.شايد در لابلاي گپهاي روزمره شان ناخنكي هم به بحث اصلي بزنند ولي فقط از روي تفنن و فقط به خاطر خروج از يكنواختي.طراح اين جلسات هم البته چندان ناراضي نيست چرا كه هدف حاصل شده و افراد عرض اندام خود را نموده اند.نتيجه هم تنها چيزي است كه ارزش پردازش را ندارد.با اين مقدمه مي خواهيم صحبت از جلسات پيرامون انتشار جريده اي به ميان آوريم كه قرار بود قريب يك سال و نيم پيش اولين شماره هايش منتشر شود اما گويا اين حركت كنگيان نيز مانند ديگر حركاتشان تنها رقصي بوزينه وار بود تا نگاهها را به سمت خود معطوف دارد و البته چون هدف حاصل شد هيچ كدام از حضرات ديگر سراغي از آن نشريه را نگرفتند.زمان سپري شد و ما به قول شاعر نه دو ديديم و نه يك.حدود هيجده ماه پيش گروهي از پرافاده ترين مردان كنگ كه از سر بي جايي و لامكاني به سراي زنان يا همان محل جمعيت بانوان پناه برده بودند،بدون اينكه به روي خود بياورند كه براي برگزاري نيمچه جلسه اي مكاني مناسب ندارند، سر به زير انداخته و ياالله كنان وارد سراي زنان شدند.در سراي زنان هم احتمالا هر كسي سبيل خود صاف كنان شمه اي از اجداد خود گفته و در پايان  انتشار يك نشريه را از ضروريات كنگ دانسته اند. اين نشريه كه ظاهرا پسين كنگ نام گرفته و قرار بود هفته نامه باشد،ابتدا تبديل به ماهنامه،گاهنامه، سالنامه و احتمالا اكنون تبديل به قرن نامه شده است چرا كه هنوز و پس از گذشت يك سال و نيم ما همچنان چشم بر در اولين شماره هايش هستيم.البته مي توان اينگونه توجيه كرد كه چون اين نشريه پسين كنگ نام دارد،طبيعتا قدري ديرتر به دست متقاضيان مي رسد ولي اگر اين توجيه را بپذيريم اكنون ديگر بايد معلوم نيست آن چي چي نامه را از پسين كنگ به نيمه شب كنگ تغيير نام داد.اگر پر افاده ترين مردان كنگ از سياه كردن چهار صفحه خبر آب ديده بي تاريخ خنثي عاجزند،پس اين همه گنده گوزي كنگيان براي چيست؟مردماني كه ادعا مي كنند حداقل سه هزار سال در تاريخ ريشه دارند،چرا نمي توانند به ازاي هر هزار سال يك ورق جريده پر كنند؟پس كجايند آن بلند آوازان ميان تهي كه چون طبل غرانند و چون موش گريزان؟اگر كنگيان پا به پاي مصريان به تاريخ اعلام حضور مي كنند،پس چرا تا اين پايه ناتوانند؟اعلام حضور آنان البته فقط به كمك كلمات و از زبان لايعقلاني است كه احتمالا معناي هزار سال را نمي دانند و اين را خود كنگيان و پر افاده ترين مردانشان با اين شكست خود ثابت كردند.اگر اجل فرصتي دهد و خدا مددي ما به كمك دوستان دلسوز بر زاويه هاي تاريك اين شكست شمعي خواهيم تاباند ان شاءالله.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:57 توسط هیچ کس |

مي گويند عصر ما عصر انفجار اطلاعات است.قرني است كه به چشم بر هم زدني انسان مي تواند چهار سوي جهان را چنان دهكده اي درنوردد.رسوخ دامنه هاي نت در بين كنگيان نيز فرصتي پديد آورد تا ما نيز چون ديگر جوامع بخشي از اطلاعات خود را از اين طريق منتقل نماييم.اگر به حجم و محتواي اطلاعات رد و بدل شده در فضاي مجازي كنگ نيم نگاهي بيفكنيم،شايد قدري شرمزده شويم.بلاگهاي كنگيان البته در مقابل ديگران چندان هم بي ارزش نبوده اند اما واقعا چيز چندان ارزشمندي هم ارائه نكرده ايم.تقريبا هيچ بلاگي خط سير مشخص و از پيش تعيين شده اي را كه بتوان براي آن هدف غايي تعريف كرد،طي نمي كند.بهترين بلاگرهاي ما در بهترين حالات منتظر حادثه بوده اند تا تغذيه مقالهْ بعدي آنان باشد.كنگيان در سالي كه بر فضاي مجازشان گذشت تنها توانستند حضوري پرتعداد به هم رسانند و اين البته جاي بسي خرسندي است.شايد به نظر ديگران مسئله ساده و پيش پا افتاده باشد اما اين حضور پرتعداد گوياي حرفهاي نگفته اي است كه براي فرياد شدن روزنه اي مي طلبد.گوياي وجود نيروهاي بيكران سرناگشوده است.در سالي كه گذشت نگاههاي زيادي به نتهاي كنگيان معطوف شد و ما به لحاظ تعداد كانون توجه بوديم.نكته اي كه در اين فضا درخور توجهي خاص است،يگانگي هدف در ميان اين كثرت تعداد مي باشد.كنگيان همه با هدفي واحد و شيوه هاي متفاوت پاي در اين وادي مجاز نهاده و هر كه از بضاعت خويش سهمي را متقبل بود و اين منوال مدتي برقرار شد اما اكنون احساس مي شود اين تعداد بايد ساماندهي شوند.اي كاش مديران بلاگها سهم و تعهد خود را از حجم و محتواي اطلاعات مورد تقاضاي كنگ مشخص كنند و در اجراي تعهدات خود كوشا باشند.اين كه كسي به هر نامي هر بلاگي را تحت هر عنواني چند صباحي از سر تفرج از اطلاعات سوخته انباشته سازد،نه تنها مفيد نبوده كه موجب شرمساري در بين مردمان ديگر است.متعهد بودن به رسالت خود در فضاي مجاز بايد سر لوحهْ كار نت پردازان باشد.زيبنده نيست كه بلاگرها به بهانه هاي مختلف هنوز تقي به توقي نخورده ضيق زمان را بهانه آورده بلاگ را موقتا تعطيل كنند.بلاگ را بايد مانند ساير امور جدي گرفت.ناشناخته ماندن در اين فضا نبايد موجب آن گردد تا يك بلاگر آزادانه هرگاه هرچه دلش خواست بگويد و هرگاه ديگر با مسائل سرگرم كننده تري خوش بگذراند.اين مقاله البته اين را نمي گويد كه داير كردن بلاگ موجب اسارت بلاگر است برعكس حقير عقيده دارد بلاگها مي توانند و بايد برابر تقاضا مطلب ارائه كنند.يعني هر زمان ميزان تقاضاي گونه اي خاص از اطلاعات كاهش يافته يا به پايان رسد بلاگ مربوطه مي تواند تعطيل شده و يا تغيير كاربري يابد.داير كردن بلاگي در حواشي بلاگهاي ديگر هم بهتر است پايان يابد و بلاگهاي اين چنين بهتر است كه خط سير خود را پيدا نموده اطلاعات جالب تري را عرضه كنند.شركت مراجعين به هر بلاگ در ارائه مطلب نيز بسيار مؤثر است.بلاكهايي كه بتوانند اين گونه نظر مراجعين خود را جلب كنند البته موفقشان از تضمين بالاتري برخوردار است.به هرحال ما اميدواريم فضا مجاز كنگ قدري از حالت بي باري خود خارج شده و به سمت بهتر شدن گام بردارد.اين كودك نوپا هنوز به مراقبتهاي بيشتر نياز دارد و اين بر خود بلاگرها و كاربران آنهاست.   

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:8 توسط هیچ کس |

سلام بر دوستان

اين مقاله به مناسبت يكمين سالگرد شروع به كار بلاگ كودي تلخو از اين مجموعه منتشر مي گردد.يك سال پيش در چنين روزي كسي به نام هيچ كس به قصد به چالش كشاندن فضاي حاكم بر جو فرهنگي كنگ و عناصر دخيل در آن،اين مجموعه را در فضاي مجازي كنگ داير نمود و با بكار بردن شیوه دیگر در نوشته هایش موجب خيزش جنجالهايي در فضاي مجاز و در فضاي حقيقي نيز هم گرديد.كساني كه بعدها دستهاي كثيفشان رو شد و به شدت بي آبرو شدند،به قصد بي اعتبار كردن فضاي مجاز كنگ،با خيالهايي احمقانه به گمان باطلي كه هرگز شناخته نخواهند شد،اقدام به هتك حرمت كردند و خام خيالاني با تفكرات بچه گانه آنان را مهره هاي كودي تلخو شناسايي كردند.دوستاني هم در اين بحبوحه به قصد آزمودن قلم هاي خويش پاي به عرصه وب نهادند و مقالاتي چند ارائه نمودند اما به زودي توسط بلاگرهاي باسابقه با تحقير از ميدان به در شدند.گروهي ديگر نيز كودي تلخو را دست آويزي براي ادامهْ فعاليتهاي خود گرفتند اما همهْ اينها در روند كار اين مجموعه بي تاثير بوده و اين مجموعه همچنان راه خود را در ميان اين بيراهه ها پيمود.در اين پر نشيب و فراز دوستاني پاكدل چون فريدون و فرايمان و مهديه و ايوب و ناشناس و چوك كنگ و جوغن ودوستي از راه دور و گل خندان و همشهري و شايد كساني كه خاطرم نيست،نيز يافت شدند كه از سر صدق ديدگاههاي خويش را در خصوص مسائل مطروحه بيان كردند و در هر چه پر بار تر شدن اين مجموعه ما را قرين امتنان خويش قرار دادند و موجبات يك سال فعاليت اين مجموعه را فراهم آوردند.اين گروه از دوستان كه همواره با برخوردهاي بي تعارف ما روبرو مي شدند،گاها با ارسال متون ارزندهْ خود بر افتخارات اين مجموعه افزودند.در اينجا حقير اين فرصت را مي طلبم كه به عرض برسانم اين افتخار تنها شامل حال اين مجموعه بوده و ديگر بلاگها از آن بي نصيب بوده اند.اينك و پس از يك سال اين مجموعه گردانان با كوله باري از تجربه پس از تقريبا دو ماه تامل در داده هاي پيشين با رويكردي تازه نسبت به مسائل شهري-فرهنگي قصد دارند تا با دريافت آراء و عقايد دوستان پاك نيت باري ديگر آنچه را در پيرامون مي گذرد تحليل نموده و به قصد بهترين برداشتها از فرصتهاي نوپديد،جريانات را به سود كنگ و منطبق بر نيازها موجود معرفي كند.بايد كه كدورتها را نديد.بايد كه فرصتها را شناخت.بايد كه با هم بي تعارف بود.بايد كه عمومي ها را در پاي شخصي ها فدا نكرد.بايد كه خود را نديد.بايد كه مسئول بود.بايد كه به هيچ نيانديشيد.بايد كه شهامت داشت نه براي ريختن در خيابانها كه براي يك لحظه صداقت نه با مردم كه با خود.اين است فراخواني ديگر براي آنان كه احساس مي كنند هنوز هم در اين خطه پتانسيل هاي عظيمي نهفته باقي است و براي طلوع فردا جوي از همت آنان نياز است.    

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 16:40 توسط هیچ کس |