تبليغاتX
کودی تلخو

 اينك كه اين مقاله را مي نگارم ساعت ده صبح است.هنوز همه دكانها و مغازه ها و بازارها تعطيل است.احتمالا به خاطر بيداري شبهاي رمضان روزها را تا ديرگاه در خواب مي مانند.گفته اند روزه دار حتي خوابش نيز عبادت است.نمي دانيم اين سخن گزاف را كه در حكم حديث به پيامبر گرامي نسبت مي دهند،جناب مسلم بخاري تاييد كرده است يا خير اما بحث اين مقاله به علت واقع بودن در ماه مبارك را از بحث اصلي اين مجموعه جدا كرده و به اين مقوله مي پردازيم و ادامه آن بحث پيشين را ان شاءالله در مقاله هاي بعد پي خواهيم گرفت.در نماز جمعه پيشين كه يكي از اساتيد حوزه اوز لارستان ايراد سخن مي فرمود،يكي از صفات مومنان مفلح را در قرآن چنين آورد:الذين هم عن اللغومعرضون يعني كساني كه در مقابل سخنان بيهوده اعتراض مي كنند.نمي دانيم آيا ملايان خواب گشته ما هنوز متوجه تضاد اين سخن لغو با اين آيه از قرآن نشده اند كه فرمود:و جعلنا نهارا معاشا.در هيچ دوره اي از تاريخ نديده يا نشنيده ايم كه ملايان و مخصوصا ملايان تسنن زحمت مقايسه احاديث با قرآن را بر خود هموار سازند و همچنان شاهديم كه مسلم بخاري به عنوان يكه تاز ميدان حديث خوش مركب مي راند اين در حالي است كه نه تنها پذيرش كتاب وي در قرن چهارم كه هنوز قرآن مكتوب نداشته ايم،غير ممكن است كه حتي در وجود خود وي هم ترديد هاي جدي وجود دارد.اگر هم به هر ترفندي وجودش را به خود بقبولانيم مطمئنا گذر از بخارا تا مدينه در ازمنه اي آنچنان دور كه در اين مسير حتي يك سايبان و نه يك دهات وجود نداشته،به هيچ روي عقل پذير نيست.اگر سخنان مورخ نوانديش ناصر پورپيرار را بپذيريم آنگاه تا چهارصد سال پيش هيچ شهر و ده و قصبه و اجتماعات انساني كه وجودش براي چنان سفري از ملزومات غير قابل چشم پوشي است،در ايران وجود نداشته و به زبان ديگر ايران تا چهار صد سال پيش بياباني خالي از سكنه بوده است پس بنابراين سفر مسلم بخاري از بخارا تا مدينه فقط يك شوخي كثيف است ولي اگر بخواهيم نظريات جديد پورپيرار را سخني لغو بدانيم پس چرا پس از گذشت ده سال هنوز هيچ ملا و مفتي در مقابل اين سخن لغو قد علم نكرده است؟آيا جناب محمدي كه خود را مفتي اهل سنت جنوب مي داند،هنوز ايده هاي نوين اين شخص را نخوانده يا نشنيده است؟آيا او نمي داند كه پذيرش ايده هاي جديد وي مساوي با ابطال شش صد هزار حديث تسنن است؟آيا هنوز صدور فتوايي را ضروري نمي بيند؟آيا از گرويدن اذهان بيدار به اين سخنان لغو نمي هراسد؟آيا قرآن سرلوحه كار او نيست كه فرمود:الذين هم عن اللغو معرضون؟بيدار و آگاه باشيد اي كساني كه ايمان آورده ايد دستهاي پنهاني در كار است تا اسلام را از درون تهي سازد و بدين سبب است كه احاديثي از قماش "روزه دار خوابش نيز عبادت است" را در بين مردم ترويج داده و روزها را مي خوابند و شبها تا دير زمان مشغول لهو و لعب اند.اين نيست آن چه شما از رمضان حاصل خواهيد كرد.پس اعتراض كنيد عليه همه آن لغويات و جعليات نه با ريختن در خيابانها كه در خانه هاي خود هرآنچه از اين مجعولات و ناممكنات داريد به آتش بسوزانيد.به جز قرآن همه را بسوزانيد.تنها قرآن را نگاه داريد و راه رستگاري از او بخواهيد.اگر با قرآن رستگار نشديد پس شما از گمراهانيد كه رستگاري نخواهيد يافت و البته خداوند هدايت مي كند هر آن كه بخواهد. 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:51 توسط هیچ کس |

پس از بررسي گوشه هايي از ناديده هاي پسين كنگ،رفته رفته پي گيرندگان اين مجموعه همگام با اين مجموعه داران به نقطه عطفي مي رسند كه نقطه آغاز هر پايان است.لحظه اي كه فرد مي انديشد چيزي كه در اختيار دارد،نه آن چيزي است كه در خيال داشته است.لحظه اي كه انسان متوجه تفاوت موجود با مطلوب مي شود.اين بزرگترين موهبت الهي است.نارضايتي از وضع موجود.آنچه كه انسان را وامي دارد تا حركتي را آغاز كند،همين موهبت عظيم خداوندي،همين نارضايتي از وضع موجود است.اين نارضايتي البته نه در نزد اربابان بي مصرف و كاسه ليسان بدبخت آنها كه در نزد مردان و زناني است كه نان از عمل خويش خورند و منت حاتم طايي نبرند.نزد آزاد انديشاني است كه حق خود را بر در اربابان به گدايي نمي روند و از پايمال شدن حقوقشان سخت برآشفته اند.روي سخن اين مقاله با همه كساني است كه ناراضي بوده اند و تا كنون به احترام وتعارف دم برنياورده اند.امروز روز مردم است.روز برآمدن عامه و انزواي هر چه بيشتر اربابان بي مصرف و كاسه ليسان بدبختشان است.امروز روز تعظيم و تقديس آن بي مصرفان نيست.روز تكريم مردم است.امروز روز كنگيان است.كنگياني كه به  بلنداي تاريخ با اربابان به احترام رفتار كرده و اربابان به ديده حقارت در آنان نگريسته اند.آنان را احمق پنداشته و به نفع خود به آنان دروغ گفته اند.خيانتكاراني كه دامنه مردم فروشي آنان حتي تا برچيده شدن كامل گمرك كنگ و فروش بيش از نيمي از زمينهاي پربهاي كنگيان ادامه دار بوده است.دروغ گويان كثيفي كه به قول جباري چند كانكس پوسيده را به نام بازارچه مرزي به كنگيان بي زبان قالب كرده اند. بي شرماني كه براي تحميق مردم از هيچ مكر و حيله اي دست نكشيده اند.امروز روز تاوان است.روز رسوايي و به گوشه خزيدن آن خائنين است و آن اربابان و عاليجناباني كه با صرف نقدينه هاي خود در پاي اين كاروان دروغ و تحميق روند برنامه هاي خيانتكارانه آنان را تسريع كرده اند و از اين آب گل آلود شاه ماهي ها گرفته اند.اربابان و عاليجناباني كه با حضور مضر خود در هر برنامه اي اعم از فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي سد معبر هر نوع حركت سالم بوده اند تا راه نفس را از هر طرف بر مردم بسته و نبض همه چيز را در دست گيرند چنان كه در پسين كنگ و تقدير از دانشجويان شاهد آن بوديم.ولي اين انتهاي راه آنان است.به زودي و لطف الله به عرصه عملي وارد خواهيم شد كه بي صدا دست همه اين ايادي فساد را از همه امور شهرمان براي هميشه قطع خواهيم كرد.كنگيان يك بار قدرت خود را در اسفند ماه پارسال آزموده اند.آنجا كه جنازه بو گرفته حسيني را پس از بيست سال در گورستان فراموشي دفن كردند.آنان لذت با هم بودن را چشيده اند و درك كرده اند كه اين مردم اند كه وجود واقعي دارند و اين عاليجنابانند كه امروز بايد به پاي مردم بيفتند.به آنان التماس كنند تا با جنازه آنان مانند آن جرسومه بي مصرف رفتار نكنند ولي ديگر خيلي دير شده است.در اين مقوله هنوز راهكارها باقي است كه در پي خواهيم آورد اگر گذر سياه و سفيد ريشه عمر نخشكاند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 10:6 توسط هیچ کس |

كنگيان مردماني عجيبند.آنچه را تحت عنوان بودجه هاي فرهنگي در اختيار دارند،بر سر ميدانها و خيابانها صرف كوبيدن بر دهلهاي توخالي مي كنند و جشنهاي نوروز و مهرگان مي گيرند آنگاه براي پشيزي كار فرهنگي دست به دامن گداياني مي شوند كه در هيئت خيرين اند.كنگيان پس از ساليان دراز زندگي در كنار اين خيرنماها هنوز درنيافته اند كه اينان نه فاعلين الخير كه محتاجان نان شبند و اگر خجالت نمي كشيدند براي نان شب خود به در منازل به گدايي مي رفتند.آيا نمي ديديد چگونه همين خيرنماها سال پيش براي يك لقمه شام گلبت در مسجد او به نماز ايستاده بودند؟كجا ديده يا شنيده ايد درمي بي من و اذا دهند و قدمي به ميل و رضا نهند.محتاج اين محتاجان بودن عبث است.كنگيان اگر مردي در خود ندارند،بهتر است پاي به قدر گليم دراز كنند و خواستار انتشار خبرنامه نباشند.پس از اين مقدمه همراه باشيد با ما تا شمعكي ديگر بتابانيم از زاويه اي ديگر بر شكست پررنگ كنگيان در انتشار خبرنامه پسين كنگ.خبرنامه اي كه به جز نام از او هيچ منتشر نشد.يك سال پيش وقتي به هنگام عيد فطر به زيارت اهل قبور رفتيم،اطلاعيه هاي مشكوكي حاوي اين خبر ديديم كه گردانندگان كودي تلخو هم اكنون براي انتشار خبرنامه اي گرد هم آمده اند.مي گويند پس از انتشار اين اطلاعيه مردان پسين كنگ به هراس افتاده و بساط برچيدند.عجب مردان با شهامتي بودند آنها.بگذريم از آنكه كودي تلخو كار آن پرطمطراق ها نمي تواند بود كه تنها براي تحسين اين و آن نفس مي كشند.آنهايي كه تا اين پايه از سايه ها هراسانند،چگونه مي خواستند پيش گامان فرهنگي مردمي باشند و كساني را در پي خود به حركت آورند؟پس در اين جا نكته اي روشن مي شود.انگيزه انتشار خبرنامه پسين كنگ چه بوده است؟بيداري فرهنگي و آشنا ساختن مردمي با حقوق قانوني شان يا چند صباحي لاف بيهوده و نشستن بر كرسي مديريت يك خبرنامه؟اين انگيزه هر چه بوده آنقدر ضعيف و بي مقدار بوده كه با اولين نسيم مخالف رنگ باخته است.كنگيان انگيزه قابل توجيهي براي انتشار خبرنامه خود نداشته و فقط براي يك هم چشمي و دهن كجي به اطراف دست به اين اقدام نسنجيده زده و پس از به بن بست رسيدن آن هرگز هيچ كس و هيچ مقامي حاضر نشد اين شكست مفتضحانه را به روي خود آورده و زواياي تاريك آن را باز شكافد.خيلي دلم مي خواهد يك بار ديگر آن مردان پرافاده را در همان سراي زنان گرد هم بينم و باز پرسم از آنان چه شد لاف آباء و اجداد كه مي زديد و چه شد آن منم ها كه مي گفتيد؟كجا رفتند آن قلم فرسايان و آن خيرين؟كجا رفتند آنان كه زادگان شب نوردان درياهاي دورند؟پس چرا كسي از ديگري نمي پرسد علت شكست پسين كنگ چه بود؟ما اكنون به شما مي گوييم.دوعلت اصلي شكست يكي خيرين بودند كه محتاجان نان شب از آب درآمدند و ديگري قلم به دستان ميدان كه با شنيدن نام كودي تلخو لرزه بر اندامشان افتاد و پا به گريز نهادند.آيا كنگيان به همين اشخاص دلخوش بودند؟به همين بي مايگان؟ما شنيده ايم يكي از كنگيان در يكي از روستاهاي اطراف به كمك چند روستايي نشريه اي منتشر كرده ولي گويا به سراي زنان دعوت نشده بود.ما پيشنهاد مي كنيم اگر كنگيان مردان با همت ندارند لااقل مي توانند قدري از افاده هاي خود بكاهند و از طريق همين كنگي دست به دامن آن چند روستايي شوند همان گونه كه در عرصه شهرداري چون مردي در خود نيافته اند،دست به دامن جناب داشي جان شده اند.اين ننگ نيست.يا مرد بايد بود و يا در پناه مرد بايد زيست.                                                                                                                                                                       
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 21:42 توسط هیچ کس |

سلام بر همراهان يك دل

پوزش مي طلبيم از اين كه پردازش سخنان جباري صباحي چند ما را از بحث پيرامون پسين كنگ دور گردانيد.وعده كرده بوديم،شمعكی بتابانيم بر زواياي تاريك شكستي كه هرگز به روي خود نياورديم.وقت است اينك تا آن وعده وفا كنيم و آنچه پسين كنگ با عدم انتشارش به اهل نظر گفت،بر عامه باز خوانيم.باشد كه دست در دست بهيم به يك رنگي و تا دميدن صبح كنگ يا خدا گوييم.

در مقاله پيشين دوستان بر ما خرده گرفتند كه تنها درصد كمي از كنگيان هستند كه افاده هاي كلان كلان دارند و نبايد همه را به قول ايشان يك كاسه كرد.ايشان بايد بدانند جهانيان آن چيزي را از كنگ مي بينند كه به صورت فرامنطقه اي عرضه كرده ايم.وقتي ما در اولين پس كوچه هاي انتشار يك خبرنامه تا زانو به گل مي مانيم،توقع داريم جهان در مورد ما چه بينديشد؟آنگاه سخت سرگرم سنگ فرش كردن كوچه هايمان هستيم تا سي سال بعد بلاگي مانند كنگستان بيايد و اين سنگ فرشها را مربوط به عهد كريم خان قاجار بداند.اينها همه آب نباتهاي كودك فريبند وفقط مي تواند كودكان بزرگ سال كنگ را بفريبد.پسين كنگ سند ناتواني كنگيان است.باز هم بر ما خرده بگيريد و ما را عقده اي بدانيد ولي جهان به گونه اي ديگر مي انديشد.آري ما به دنبال سوژه ايم و از آن است كه كنگيان را يك كاسه مي كنيم.آنان كه به ظن باطل خويش از اين كاسه بيرونند،پس چرا دست عمل از آستين همت بر نمي آورند و حاصلي نمي آفرينند؟ما در اين مقاله قرار است به ياري دوستان هم دل دلايل شكست پرافاده ترين مردان كنگ را در انتشار يك خبرنامه بررسي كنيم.خبرنامه اي كه در اولين گام خود محكوم به مرگ محتوم بود.اگر گريزي به اولين جلسات پيرامون اين نشريه بزنيم،اولين دليل شكست را به وضوح در خواهيم يافت.در آنجا هيچ مرد عملي نبود.پرافاده ترين مردان كنگ تنها آمده بودند تا آخرين مدل گوشي هاي موبايل خود را به همديگر نشان بدهند.اين جلسه تا جايي برايشان بي ارزش بود كه حاضر نشدند براي ساعتي گوشيهاي خود را خاموش كنند.عاليجنابان بي مصرف يا به اصطلاح عموم،خيرين بر اين گمان باطل بودند كه با دادن چندرغاز پول ته جيب خود تمثال مبارك تمام رخشان را همراه با نام مبارك كه با تيتر درشت چاپ شده،در صفحات اول اين نشريه رؤيت خواهند نمود.اين عاليجنابان كه همه چيز و همه كس را اسباب تفاخر و وسيله اي براي تبليغات خود مي دانند و اتفاقا جزء اولين مدعوين رسمي(؟)هر جلسه اند،اولين دليل شكست مفتضحانه كنگيان بودند.تا زماني كه كنگيان هر نوع حركت خود را محتاج و دست به دامن اين عاليجنابان مي دانند،بايد خود را براي پذيرش اين گونه شكستها آماده سازند.شايد بگوييد هيچ حركتي بدون پشتوانه مالي موفق نخواهد بود.اين البته درست است اما اين پشتوانه مالي نه در جيب عاليجنابان كه در كنف همت مرداني است كه منتظر نگاههاي تحسين آميز اين و آن نيستند.عاليجنابان امتحانهاي خود را پس داده اند و آخرين امتحانشان نيز پسين كنگ بود بود.كنگيان بلاخره روزي بايد مردان با همت خود را كشف كنند و چشم خود را از جيب عالجنابان به همت آنان بدوزند تا شاهد نباشيم همواره نود درصد مدعوين رسمي هر جلسه عاليجنابانند.براي اين شكست البته دلايلي ديگر موجود است اما اولين دليل به ترتيب اتفاق ليست مدعوين بود.مردي پرهمت لازم است تا اولين حركت را بدون دعوت عاليجنابان پرافاده انجام دهد.يك بار ديگر حضور ابراهيم لازم است تا بت عاليجنابان را بشكند و به همه نشان دهد كه حركات خوب،پايدار ونتيجه بخش تنها با عدم حضور آنان امكان پذير است.چنان كه در تقدير از دانشجويان كه در ظاهري آراسته انجام شد،شاهد به بازيچه گرفتن دانشجويان بوديم.آيا كنگيان تا چه زمان مي خواهند كاسه ليس عاليجنابان باشند؟اگر از اين هم عقب تر برويم دليل بزرگتري براي این شكست كشف خواهيم كرد و آن حضور فرومايگاني است كه در راس امورات فرهنگي شهر قرار دارند.اگر باز هم موضوع را به مديرت كلان شهري و در راس آن به شهردارمان منتقل كنيم،شايد باعث آزردن دوستان گرديم ولي اين حقيقت انكار ناپذير است كه:

ندهد  هوشمند روشن  راي           به فرو مايه كارهاي خطير

بوريا باف اگرچه بافنده است           نبرندش  به  كارگاه حرير

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 16:58 توسط هیچ کس |

ديروز جمعه جناب جباري نماينده مردم لنگه پس از دو ماه از شروع به كار مجلس در جمع نمازگزاران كنگ در محل مسجد جامع اين شهر سخناني ايراد فرمود كه بعضي از جملات آن مهجور تشخيص داده شده و اين مقاله قصد تفسير آن را دارد.جناب جباري كه به قول خود براي ارائه گزارش عملكرد دو ماهه به جاي جاي منطقه سفر مي كند،در سخنان خود پس از تعارفات معمول گفت تمركز فعاليتش در اين مدت بر روي معضل بي آبي و گمرك كنگ بوده است.ايشان قول دادند كه تا پايان سال جاري و حداكثر قبل از پايان سال جديد طرح هفده ساله محرم را به بهره برداري كامل برسانند ان شاءالله.او كه نمي خواهد اشتباه حسيني نماينده پيشين لنگه را تكرار كند،از هم اكنون به فكر پايگاه مردمي است و تكيه بر اربابان را حداقل در ظاهر به صلاح نمي داند.اما جملات مهجور و تفسيرات آن:

جباري گفت:دو درصد درآمد نفت و گاز لنگه از آن خود لنگه مي باشد.تفسير اين جمله آن است كه تا كنون اين درآمد كلان كجا صرف مي شده و چه كسي را بايد به خاطر اين موضوع مؤاخذه كرد.تفسير روشن تر آن است كه آيا مردم لنگه از جباري خواهند خواست كه اين موضوع را قضايي كند؟البته مردمان كنگ قدري آرامترند و اگر درصدهاي در پيش را بدهند از آن بگذشته چشم خواهند پوشيد.

جباري گفت:آنچه تحت نام بازارچه مرزي به كنگيان عرضه شده كانكس هاي پوسيده اي است كه اسم دارد و جسم ندارد.تفسير اين جمله نيز آن است كه كساني به قصد فريب كنگيان و سركيسه كردن آنان و نيز جمع آوري آراي مردمي به هنگام انتخابات اين چند كانكس پوسيده را به جاي بازارچه مرزي به كنگيان قالب كرده اند و تفسير روشن تر اين كه كساني در كار تحميق مردمند.

جباري گفت:اسكله كنگ نور ندارد.تفسير اين جمله آن است كه جاشوهاي كنگي از حداقل حق خود بي اطلاع هستند.آنها نمي دانند نورپردازي اسكله كنگ را بايد از چه مقامي بخواهند و چرا تا كنون هيچ اقدامي در اين راه صورت نگرفته است.تفسير روشن تر آنكه هيچ كدام از عمليات انجام شده در جهت افتتاح گمرك رؤيايي كنگ برابر معيارها و استانداردهاي موجود صورت نگرفته چنانكه پس از صرف هزينه هاي سنگين لايروبي،لنجهاي باري همچنان با مشكل مواجهند.

جباري گفت:در دفتر ايشان دو رابط يكي سني و ديگري شيعه آماده پاسخ گويي اند.تفسير اين جمله دامن زدن به اختلافات موجود و يادآوري تفاوت بين طرفين است وگرنه نشنيده ايم كساني مشكلات مذهبي خود را به نماينده مجلس بگويند مگر اينكه در آن محل دسترسي به نماينده مجلس آسان تر از دسترسي به امام جمعه باشد. تفسير روشن تر اينكه يادتان نرود شما دو گروه مجزا و متفاوت هستيد كه حتي در مسائل سياسي هم نمي توانيد به هم نزديك شويد.

جباري گفت:من ديسك كمر دارم.تفسير اين جمله آن است كه به سفارش پزشكان معالج نمي تواند بار سنگين مسئوليت را بلند كند و تفسير روشن تر آنكه ببينيد و آگاه باشيد من دارم كار مي كنم.

جباري گفت:مشكلات مردم با ميراث فرهنگي را براي اولين بار در اين محل شنيده است.تفسير اين جمله آن است كه تا كنون هيچ اقدامي از طرف نمايندگان مردم و ادارات مربوطه براي حل اين مشكل انجام نشده و اگر جباري تا چند ماه ديگر به كنگ سفر نمي كرد،اين مشكل همچنان گريبان گير مردم بود.هرچند كه هنوز هم معلوم نيست چه زمان و چگونه اين مشكل رفع خواهد شد.جباري توقع داشت نمايندگان مردم براي بيان و حل مشكلات به او در تهران مراجعه كنند.بيچاره او نمي داند نمايندگان كنگيان تنبل ترين مردمان روي اين كره خاكي هستند كه حتي براي حل مشكلات مردم با ادارات لنگه نيز مكاتبه اي عمل مي كنند.هم اكنون نيز با شعار شورا را مدرسه كنيم،اقدام به تعطيلي شورا در فصل تابستان كرده اند و از اين نظر واقعا شورا را مدرسه كرده اند.

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:31 توسط هیچ کس |