سلام بر دوستان
پيشاپيش از تاخير در ارسال مطلب كه به خاطر درگيري با فصل امتحات به وجود آمده بود،پوزش مي طلبيم.فضاي مجاز كنگ را مي بينم كه همچنان در تمام استان بي رقيب و بي نظير يكه تاز است.گويا باري ديگر خاك حاصل خيز گشته و بازيار بيدار و هر دم از باغ به قول شاعر بري مي رسد.تعدد چشم گير بلاگهاي كنگيان نشانه هاي خوبي است از تحرك آنها كه چندان اهل هياهو نيستند و بيشتر حركاتشان به دور از ديدگان مسخره گر است.شايد در بسياري از اين بلاگها در حال حاضر فقط اطلاعات حاشيه اي عرضه شده باشد.شايد اطلاعات بعضي از آنها ديگران را موافق طبع مخالف نباشد ولي حضور همه آنها ضروري است.عنقريب است كه تاثيرات شگرف آنها را در همه زمينه ها نظاره گر باشيم.تفاوت سليقه ها از نعمات اين مقوله است و نبايد توقع داشت همگي يك گونه مطلب ارائه دهند چرا كه اين باعث تجمع سليقه هاي گوناگون در اين فضا مي شود و اين خود نعمتي افزون است.يكپارچگي كنگيان را سببي نياز است كه اين هم يكي از آنهاست.اين تريبون كه به طور آزاد در اختيار همگان قرار دارد نياز به هيچ تخصص نداشته و پيمودن هيچ پيچ و خمي را نمي طلبد.هر كس به راحتي از درون اتاق خواب خويش مي تواند به ديگران بگويد كه چگونه فكر مي كند و بدون آنكه شناخته شود افكار و عقايدش را به قضاوت عموم بگذارد.هر كس امروزه ادعاي حضور در جامعه را داشته باشد حيف است كه از اين ابزار قدرتمند استفاده نكند.اين ابزاري است براي يك سياه مشق.مديران فردا لازم است هر يك بلاگي در تخصص يا علايق شخصي داير كرده و شناسا يا غير شناسا به ديگران بگويند چگونه فكر مي كند.ديگران نيز در مورد او و عقايدش اظهار عقيده كرده و چه بسا كه كاستي هاي خود را در اين بين مي يابند.اين البته اگر در خفا باشد احسن تر است كه مؤلف كتاب جهانگيريه و بستك صفت كنگيان را در تاريخ به درستي به عنوان مردمي مسخره گر و لوده باز ثبت كرده است بنابراين دور از اين لودگان و مسخره بازان بايد بود و دندان سگ و دهان آنان بست.بسياري از دانشجويان مطرح امروز كه در رشته هاي تاثير گذار مشغول تحصيلند هنوز از داشتن يك بلاگ دست نگاه داشته اند و اين يعني ترس از ارائه خويشتن.پيام ما به آنان اين است كه به دور از لودگان و مسخره گران عقايد خويش را در بلاگي منتشر كنند تا هم بلاگ خوب افزون گردد و هم مردان خوب پديد آيند.اين تمريني است براي مديريت فردا تا لوده گري مانند داشي جان نتواند مديران پيش از خود را ريشخند كند و دلقک وار جمعي را بخنداند هر چند از كوزه آن مي طراود كه در اوست.